خرید بک لینک
دارم دوستامو از دست میدم،خانوادم،عشقمو که همون روز اول شروع بدبختی هام از دس دادم،اون تصوری که همه از من داشتن،اون توقعی که بقیه از من داشتن،اون توقعی که خودم از خودم داشتم،تنهاتر میشم،این ینی بیچاره تر شدن،این ینی باید افسرده تر بشم،خب چیکاری از دستم بر میاد.باید گوشه خونه بیفتم و نابود شدن خودمو تماشا کنم. اگ ی پولی داشتم ک بتونم تموم کنم همه چی رو اونم خیلی خوب بود.برم ی سمی بگیرم و خودمو راحت ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: پنجشنبه 30 شهريور 1396 ساعت: 17:18

از این بیشتر کلافه شدم که خیلی چیزا برام اصن واضح و مشخص نیست،ینی نه کسی راسش رو میگه و نه خودم میتونم بطور کامل بفهمم.ینی من میون یه دنیا بلاتکلیفی موندم. مثلا من نمیتونم بفهمم که اون منو دوس داشت یا نه!؟از کجا باید بدونم!؟خودش یه چیز میگه رفتارش یه چیز،چشماش یه چیز دیگه.خودم هم نمیدونم باید تا کی ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 3:08

بیشتر ماها به اندازه کافی تلاش نمیکنیم.و عقب میفتیم.سرشکسته میشیم.به خدا پناه میبریم.از اونم ناامید میشیم.به جایی میرسیم که دیگه بود و نبودمون برا جامعه مهم نیست.میشیم مرده متحرک.بعضیا جرات دارن و خودکشی میکنن.بعضیا نویسنده میشن.بعضیا شاعر.بعضیا هم مث من نمیتونن از رخت خواب بیرون بیان و همیشه افسردهادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 14:52

ای ساربان، ای کاروانلیلای من کجا می بریبا بردن لیلای منجان و دل مرا می بریای ساربان کجا می رویلیلای من چرا می بریدر بستنِ پیمان ماتنها گواه ما شد خداتا این جهان، بر پا بوداین عشق ما بماند بجاای ساربان کجا می رویلیلای من چرا می بریتمامی دینم، به دنیای فانیشراره عشقی، که شد زندگانیبه یاد یاری، خوشا قطادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 14:52

فکر میکنم که،همه مثل منن؟! با وجود این که میدونن همه چی بیهوده و الکیه باز دارن زندگی میکنن،با این بی امیدی ها زندگی میکنن و نمیخوان که کسی بفهمه؟! ینی نمیخوان کسی بفهمه که ضعیف هستن؟ درد میکشن ولی با تمام اینها ادامه میدن؟تنها هستن ولی قلبشون بزرگه و همه چی رو یه گوشه از قلبشون پنهون میکنن؟همه از زادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: جمعه 19 خرداد 1396 ساعت: 14:52

من از بچگی مریض بودم،اما دوباره مریض ترم شدم.همیشه ناراحت بودم،حالا بدتر شدم،سرما هم خوردم تازه.پام هم مو برداشته.خیلی درد میکشم این روزا. یه حس عجیبی دارم.تو همون خونه همیشگی،پیش دوستای همیشگیم،همون کارای همیشگیم یه طعم و حس خاصی داره برام.هوا داره کم کم گرم میشه،ینی دیگه بارونم رفت،ینی دیگه اون روادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

زخم من نمیتونه بشه پانسمان،از تو خوردم،اینم از شانس ما...

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

همون قدر که چیزای جدیدی رو حس میکنی،همون جور هم یه چیز هایی رو حس میکنی که دونستنش خوب نیست.یعنی یه چیز خوب هست که بده.خیلی عجیبه.یه معجزه بد هست.
برچسبها: ماری, حس بد, حس خوب, معجزه, جالب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

هر روز،هر فصل،همیشه آدم دلش از چیز هایی گرفته،یعنی حرف برای گفتن زیاد،منظورم بیشتر خودم هستم ،اما فقط خدا میدونه چقد آدم مث من زیاده. تنهایی ک من رو از همه جدا کرده،متفاوت بودن من،نمیدونم اینها چ نکته مفیدی هست،خسته کنندس ولی ی جور حقیقته واسه خودش،خودم میدونم دارم یکم مبهم حرف میزنم ولی واضح تر بیاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

بهش گفتم اون دوست داشتن ها یه اشتباه بزرگ بود که باید فراموش بشه.اونم خیلی راحت گفت:آره،یه درس بشه برامون که دیگه اشتباه نکنیم.رفت،شایدم من رفتم.ولی هردو ما رفتیم.گفتم اسمتو تا عمر دارم رو زبونم نمیارم.گفت باشه.خیلی راحت گذشت.منم این ها برام جدید و عجیب نبود که.قبلا هم باهام اینجوری رفتار کرده بود.مادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

دلتنگمتو میدانی دلتنگی چیست؟ نمی دانم شاید بغضی است یزرگ دردناک زجرناک نمیدانم زجر اعماق قلبم چیست؟ نمی دانی اما دلتنگی درد است رنج است مرگ است زندگی مغلوب است همه جا همیشه دلتنگی پیروز است اما اینها همه گمانند دلتنگی تویی,تو این بار میدانم .... برچسبها: شعر, دلتنگی, تنهایی,ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

کاشکی هیچ وقت اشنا نشده بودیم.کاش هیچ وقت هم دیگه رو ندیده بودیم،هیچ نمیدونستم جدا شدن،دوست داشتن،نهایتش فراموش کردن هست که اون هم یکی از غیر ممکن های دنیا هست.از خودم از تو ،از همه خجالت میکشم،بخاطر این عشق،من اینو میدونم که تو این عشق رو ندیده میگیری.پس شانس زندگی رو داری.اما من نه،فراموش کردن از ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: آرتمیس نوری تاريخ: چهارشنبه 17 خرداد 1396 ساعت: 2:55

صفحه بندی